أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
100
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
مولاى توأم و زيد پاسخ داد تو مولاى من نيستى و همانا مولاى من رسول خدا ( ص ) است و آن حضرت در روز غدير ايستاد و فرمود : هر كه را من مولايم على مولا است براى انكار گفتهء زيد كه على ( ع ) مولاى او نيست و براى اعلام به دو كه على ( ع ) مولاى او است بوده . راستش در گفته رسوا شدند براى اينكه معلوم است زيد با جعفر بن ابى طالب در زمين موته از بلاد شام كشته شد و مدتى دراز گذشت تا روز غدير خم آمد چون روز غدير خم هشتاد روز پيش از وفات پيغمبر ( ص ) بود و بىاطلاعى آنان بتاريخ وادارشان كرده چنين سخنى بگويند . و چون ناصبيان بر اين غلط خود در اين دعوى واقف شدند از آن برگشتند و گفتند : اين گفتگو ميان امير مؤمنان ( ع ) و اسامة بن زيد بوده و آن دليلها كه ما آورديم پندار آنان را باطل كنند و دعوى آنان را دروغ نمايند و باز هم دليل بطلانش همانست كه فريقين نقل كردهاند و گفتهاند : عمر بن خطاب در روز غدير به پا خواست و گفت : به به براى تو اى ابو الحسن كه مولاى من و مولاى هر مرد مؤمن و زن مؤمن شدى سپس در همان حال حسان بن ثابت شعرى سرود كه تصديق رياست و امامت آن حضرت بر همهء مردم بود و تأييد پيغمبر ( ص ) در اين كار . از آن پس استدلال امير مؤمنان ( ع ) در روز شورا ، و اگر چنان بود كه اين مدعيان گويند ، استدلال آن حضرت در برابر مخالفان خود معنا نداشت و ميتوانستند بگويند : اين چه فضيلتى است كه تو بر ما دارى ؟ و همانا سبب گفتار پيغمبر ( ص ) چنين و چنانست . و امير مؤمنان ( ع ) چند دفعه بدان استدلال كرده و آن را از مناقب شريفهء خود شمرده و در نامهء خود بمعاويه آن را از افتخارات خود بميان آورده ، در آنجا كه فرموده : و واجب كرده است بر شما همه ولايت مرا در روز غدير خم دوستم پيغمبر ، و اين امريست كه در آن اشتباهى نيست .